جنگ با گوکترکان در سال 588 میلادی ایران وارد یک بحران جدی شد در اوج جنگ با رومیان خزرها به آذربایجان حمله کرده و مردم منطقه را قتلعام کردند چند شهر در مرزهای غربی نیز توسط اعراب غارت شد و بلخ به اشغال گوکترکان درآمد فردوسی میگوید که نستوه پدر خود مهران ستاد را به هرمز معرفی کرده و مهران ستاد به شاهنشاه توصیه کرد که بهرام چوبین را به جنگ در مرزهای شرقی بفرست هرمز نیز همانگونه که به او گفته شده بود بهرام را با سپاهی مرکب از 13 هزار اسوار به جنگ خاقان گوکترک فرستاد او در آپریل سال 588 در نبرد با سپاه مشترک هپتالیان و گوکترکان به یک پیروزی قاطع رسید و در 589 بلخ را فتح کرد بهرام سپس از آمودریا گذشت و در همان سال در نبردی ارتش گوکترکها را شکست داد و حتی خاقان آنان را نیز به گفته شاهنامه شخصاً با پرتاب تیری کشت بهرام چوبین پس از این پیروزی به سمت بخارا پیشروی کرد و در آنجا به نام هرمز سکه زد بیرمودا پسر خاقان در این شهر به سپاه بهرام حمله کرد و اسپهد ساسانی او را نیز با قاطعیت شکست داد و حتی خود شاهزاده گوکترک را نیز دستگیر کرد و به تیسفون فرستاد گفته شده هرمز چهل روز او را به عنوان اسیر در کاخ خود نگه داشت و سپس وی را آزاد کرد و به میان مردمش فرستاد پس از پیروزیهای بهرام در شرق هرمز او را به آذربایجان فرستاد تا خزرها را پس براند بهرام چوبین در این نبرد نیز پیروز شد و سپس از سوی شاهنشاه ساسانی مأمور جنگ با رومیان گردید در نبرد اول او سپاه رومی را در گرجستان شکست داد اما در اتفاقات پس از نبرد دچار یک حمله غافلگیرانه شد هرمز که پس از پیروزیهای متوالی بهرام به او رشک برده بود از همین شکست استفاده کرد و او را از جایگاهش خلع کرده و او را تحقیر کرد بر اساس یک روایت دیگر این ایزدگشنسپ بود که باعث بدبینی هرمز نسبت به بهرام شد او از این گفت که بهرام چوبین بهترین بخش غنیمتها را برای خود نگاه داشته و آنان را به پایتخت نفرستادهاست به هر صورت هرمز محبوبیت و شهرت بهرام را برنتابید و او را از فرماندهی سپاه کنار گذاشت گفته شده او برای تحقیر بیشتر بهرام چوبین زنجیری برای او فرستاد تا به او یادآوری کند که پس از همه این پیروزیها در نهایت او هنوز بنده شاه شاهان است سرانجام این اتفاق منجر به شورش بهرام چوبین علیه تاج و تخت گردید شورش این اسپهبد پیامدی جز سقوط هرمز چهارم برای شاهنشاه ساسانی نداشت