طب سنتی به عنوان میراث فرهنگی و معنوی و دانش نانوشته مردم این سرزمین که ارتباط تنگاتنگ و جدایی ناپذیر بین انسان و طبیعت است باید در کنار آن حفظ و مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به این که زندگی قبایل و ایلات عشایر ایران در هنگام مهاجرت و کوچ نشینی، طی نسلها وابسته به طب سنتی بوده است، به طوری که بخش عمده ای از آنها از قبیل روش های استخراج، مقدار، نوع و زمان مصرف به دفعات از طریق آزمون و خطا تعیین و به اثبات رسیده است. اما به نظر می رسد با درهم ریختگی ساختار ایلی و عشیره ای و همچنین مهاجرت آنها به شهرها و حتی اسکان در روستاهای مختلف، این دانش هم چون بسیاری از گونه های گیاهی و جانوری در طول زمان در حال از بین رفتن است. به بیان دیگر وقتی عشایر کار و کسب تازه ای یاد میگیرند، شیوه زندگی گذشته را از یاد می برند، فرهنگ خویش را در این زمینه از دست می دهند و بسیاری از اطلاعات این دانش نانوشته که حاصل تجارب زیاد در طول قرن های متمادی است برای همیشه به دست فراموشی سپرده می شود. از طرفی عشایر به دلیل زندگی کوچ نشینی و به علت عدم امکانات و عدم دسترسی به حکیم و پزشک، روش ها و طریقه های گوناگونی برای درمان بیماریها در پیش گرفته اند که اگر به ریشه به وجود آمدن آن ها توجه شود، شاید بیشتر آنها ریشه علمی داشته باشد. این روش ها بیشتر حاصل تجربه پیشینیان و ریش سفیدان مرد و زنی بوده که نسل به نسل استمرار پیدا کرده و باقی مانده است. از طرفی، محصولات دارویی جنگلی و مرتعی علاوه بر نقش خاصی که در اقتصاد داخلی دارند، می توانند تأثیر به سزایی در امر صادرات غیرنفتی داشته باشند.