گفته می شود که خانه ای که در محوطه ی شیخ صفی خرابه هایی از آن را مشاهده میکنید مربوط به شیخ ابراهیم بوده و اکنون توسط باستان شناسان سرپوشیده شده تا از گزند تخریب مصون بماند.شیخ ابراهیم زاده ی اردبیل در زمان سلطنت ایلخانی ها ودر زمان آق قویونلو ها درگذشت. او چهارمین شیخ صفوی و فرزند خواجه علی سیاهپوش است. وی در سده نهم هجری میزیست و در هنگام مرگ، پسرش شیخ جنید را به جانشینی خود انتخاب کرد. شیخ ابراهیم چندان شناخته شده نیست و در کتابهای تاریخی مطلب زیادی درباره او نوشته نشده است و به نظر میرسد در زمان او اتفاق چندان مهمی درباره صفویان به وقوع نپیوسته باشد.ادعای ایجاد یک سلطنت شیعى نخستین بار توسط سلطان ابراهیم اعلام شد. اینکه او را شیخ شاه خوانده اند، ظاهرا از آن روست که تنظیم و ترتیب مقدمات براى قیام صوفیان صفوى باید به وسیله وى آغاز شده باشد. شیخ شاه براى نیل به این هدف توجه مریدان جنگجو و مستعد قتال را که وجود آنها در پیرامون خانقاه، همواره موجب تشویش خاطر حکام محلى بود، به ضرورت غزو در بلاد گرجستان جلب کرد که این در واقع تجربهاى براى اهتمام در کسب قدرت دنیوى بود. مریدان هم که شیخ را تجسم الوهیت و مظهر ولایت تلقى مىکردند، هر گونه جانفشانى در غزو کفار را که در موکب او انجام مىشد به چشم تکلیف و یک سعادت تلقى مىکردند.اما فرمانروایان قراقویونلو که در این هنگام در آذربایجان و نواحى مجاور قدرت را در اختیار داشتند، نمىتوانستند نسبت به این گونه نهضتها بى توجه باشند و حضور آنها را تا حدودى که قابل کنترل و تحت نظارت آنها باشد، تحمل مىکردند در هر صورت «خروج دین حق» که چیزى جز طرح اساس یک دولت شیعى مستقل نبود، بعدها توسط پسر شیخ جنید رهبرى و دنبال شد.بعد از خواجه علی سیاهپوش فرزندش شیخ ابراهیم صفوی جانشین وی شد و از شش پسر او جنید کوچکترین (و اینانْچ بزرگترین) آنها بود و از شیخ ابراهیم نیز شیخ جنید بر مسند خانقاه صفوی تکیه زد. گرچه شیخ ابراهیم با «اطوار شاهانه و شمایل پادشاهانه» توصیف شده است، به نظر مورخان، داعیه پادشاهی و میل به سلطنتِ صوری را جنید آشکار ساخت.