در گوشه ای از شهر سیرجان باغی در زمینی خشک به چشم می خورد که درویش خان اسفندیار پور آن را بنا کرده است؛ باغی که ذره ای حیات در آن دیده نمی شود و سالهاست که همه چیز در آنجا مُرده است. آنچه پیش رویمان قرار دارد، یک باغ به شکل یک شش ضلعی نامنظم است که به جای سرسبزی تنها درختان خشکیده ای را در خود جای داده و میوه هایش از جنس سنگ هستند. در دانه دانه ی این میوه های سنگی رازی نهفته است و هر کدامشان علامت سوالی را به دنبال خود می کشانند. حیرت، چیزی است که در نگاه بسیاری در اینجا دیده می شود و اینکه بایستی و به فضای این باغ خیره شوی آنقدر ها هم عجیب نیست. این باغ غرق در سوالات بی جوابی است که هیچگاه پاسخی برای آنها پیدا نخواهد شد و هر چه که بیشتر در آن پیش می روی بیشتر ذهنت درگیر رازهای آن می شوند.