مردم سنندج به مانند اعیاد مذهبی که روز قبل آن را عرفه مینامند روز قبل از عید نوروز را نیز عرفه مینامیدند این روز شلوغ ترین روز سنندج بوده است خانوادهها لباسهایشان را از خیاطی میگرفتند مردها به سلمانی میرفتند و زنها در پی خرید تخم مرغ بودند در خانوادههای سنندجی کمتر از یک تغار30 عدد تخم مرغ نمیخریدند و تعداد این تخم مرغها گاهی به سه تا چهار تغار نیز میرسید تخم مرغها آب پز میشد و همه اعضای خانواده دست به رنگ کردن آنها میزدند تا با برابر قرار دادن زمین و تخم مرغ با رنگ کردن آن زمین را نیز رنگ کرده باشند چند روز قبل از عید جوانان روستا نیز بوتههای خار را جهت فروش به شهر میآوردند خانواده ها آن را تهیه کرده و بر پشت بام میگذاشتند از جمله مواردی نیز که جهت آتش بازی در کردستان کاربرد داشت فیشک فشفشه ماتاو تقه کوزی کوزه منور و تیزان بادکنک بود همچنین از جمله چیزهایی که قبل از عید توسط کودکان تهیه میشد نوروزنامه بود نوروزنامه عبارت از یک صفحه سفید بود که در بالای آن اشکالی مانند سماور قلیان سمنو تخم مرغ رنگ شده شیرینی و ماهی نقاشی میشد و پایین آن در چهار ستون اشعاری که هر مصرع در یکی از سطرهای این ستونها جای میگرفت مینوشتند بچهها اشکال را رنگ آمیزی کرده و موقع تحویل سال به پدر و مادر خود میدادند و عیدی طلب میکردند