کودکان خردسال دست در دست هم در کوچه های شهر و روستا شعری با مضمون امشو اول وهاره خیر وی ماله بواره عصا خوی چکشی خدا کُردان نکشی امشب اول بهار است خیر و برکت به این خانه رو کند عصا مانند چکش است خدایا کُردها را نکش را سر می دادند و همزمان درب منازل را به صدا در می آوردند که در این صورت صاحبخانه با شیرینی های محلی همچون بژی تخم مرغ پخته و دیگر تنقلات از کودکان پذیرایی می کرد و بدین گونه در شادی آنان شریک می شدند